الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

667

إحياء علوم الدين ( فارسى )

لذت طاعت و مناجات ، و ملازمت شهود حضرت الهى در سر و جهر ، همهء نعمت بهشت عوض دهند ، آن را حقير شمرند و بدان التفات نكنند . پس حركت ايشان براى حظى است ، و طاعت ايشان براى حظى است ، و ليكن حظ ايشان معبود ايشان است بس ، نه غير او . و أبو عثمان گفت : اخلاص فراموش كردن دوستى خلق است به دوام نظر در خالق . و اين اشارت به آفت ريا است بس . و همچنين است معنى قول يكى از ايشان كه اخلاص در عمل آن است كه بر آن مطلع نشود ، نه شيطان كه آن را تباه كند و نه فريشته كه آن را بنويسد ، چه آن اشارت است به مجرد پوشيده داشتن . و گفته‌اند كه اخلاص آن است كه از خلايق پوشيده باشد و از علايق صافى باشد . و اين مقاصد را جامع‌تر است . و محاسبى گفت كه آن بيرون آوردن خلق است از معاملهء پروردگار . و اين اشارت است به مجرد نفى ريا . و همچنين قول خوّاص « 107 » : كسى كه [ 500 ] از كأس رياست شراب خورد از اخلاص عبوديت بيرون آيد . و حواريان عيسى را - صلوات اللّه عليه - گفتند كه خالص از اعمال چيست ؟ گفت : آن كه براى خداى عمل كند و دوست ندارد كه كسى او را بر آن بستايد . و اين نيز تعرض ترك ريا است ، و او را به « ذكر » بدان مخصوص گردانيده است كه قوىتر سببهاى پريشان كننده است اخلاص را . و جنيد - رضى اللّه عنه - گفت : اخلاص صافى گردانيدن اعمال است از تيرگيها . و فضيل گفت : ترك عمل براى مردمان ريا است ، و عمل براى مردمان شرك . و اخلاص آن است كه حق تعالى تو را از آن هر دو عافيت دهد . و گفته‌اند : اخلاص دوام مراقبت است و فراموش كردن همهء حظهاست . و اين بيان كامل است . و قولها در اين بسيار است . و پس از انكشاف حقيقت در تكثير نقل فايده‌اى نباشد . و بيان شافى بيان سيد اولين و آخرين است - صلى اللّه عليه و آله و سلم - چون او را از اخلاص پرسيدند ، گفت : آن است كه گويى : پروردگار من خداى است . پس بر آن استقامت نمايى ، چنان كه فرموده است ، اى ، هواى نفس خود را نپرستى ، و نپرستى مگر پروردگار خود را ، و در عبادت او مستقيم باشى چنان كه مأمورى بدان . و اين اشارت است به قطع آن چه سواى خداى تعالى است از مجراى نظر ، و اوست اخلاص حقيقى . بيان درجات شايبه‌ها و آفت‌ها كه مكدّر اخلاص است ( 1 ) بدان كه آفت‌هايى كه اخلاص را مشوّش كند ، بعضى جلى است و بعضى خفى ، و بعضى ضعيف

--> ( 107 ) إبراهيم بن احمد خوّاص .